به گزارش نبض وطن، برای مستندسازانی که سالها در جشنوارههای سینمای مستند حضور داشتهاند، بخشی از خاطرات این رویدادها با فیلمهایی که ساختهاند و جوایزی که دریافت کردهاند گره خورده است. اما عدهای از مستندسازان هستند که جشنواره «سینماحقیقت» اگرچه بخشی از تجربه مسیر حرفهای فلیمسازیشان شد اما، این مستندسازان با آثار، گفتوگوها و حتی در مقام داوری، تجربههای خود را به جشنواره تزریق کردند. محمدعلی فارسی نیز با اشاره به این موضوع، جذابیت و خاطرهانگیز بودن برخی دورهها را برای فیلمسازان به حضور آثار خودشان در جشنواره مرتبط میداند.
در هشتمین جشنواره «سینماحقیقت»، نشان فیروزه سینماحقیقت، تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه بزرگ جشنواره، به صورت مشترک به محمدعلی فارسی و فتحالله امیری، تهیهکنندگان فیلمهای «ابرها در راهند» و «حیات در رگهای سرد»، اهدا شد.
محمدعلی فارسی کارگردان «حقیقت گمشده» با مرور خاطرات خود از دهههای ابتدایی جشنوارههای سینمای مستند افزود: به طور معمول به صورت ناخودآگاه دورههایی که افراد خودشان فیلم داشتهاند و جایزه گرفتهاند، برای آنان جذابتر و خاطرهانگیزتر است، برای من هم همینگونه است، ولی فارغ از نگاه و احساس شخصی، به طور کلی، دهههای هشتاد و نود، به نظرم جشنواره شور و حال و جذابیت بیشتری داشت. از لحاظ بودجه و توجه به مستند، مستندسازان شرایط بهتری داشتند. یکی دیگر از جذابیتهای آن سالها، همدلی و همراهی بیشتر میان اهالی هنر و مدیران فرهنگی بود که فضای جشنوارهها را صمیمیتر و همراهتر میکرد.
نسلی که پیش از جشنوارهها فیلم میساخت
فارسی در پاسخ به این پرسش که جشنوارههایی مانند «سینماحقیقت» تا چه اندازه در شکلگیری و رشد نسلهای مختلف مستندسازان نقش داشتهاند، معتقد است تجربه فیلمسازان نسل او با فیلمسازانی که همزمان با تولد این جشنوارهها وارد عرصه شدند، متفاوت است.
او گفت: فیلمسازانی هستند که تولد و رشد آنها در عرصه فیلمسازی، همزمان و عجین با تولد جشنوارههایی مثل حقیقت و فیلم کوتاه بوده است. اما، ما نسلی هستیم که پیش از ظهور انبوهی از این جشنوارهها به صورت حرفهای مشغول کار بودیم و حتی بعد از تشکیل برخی از این جشنوارهها، تقریبا نسبتی با آنها نداشتیم. همه دانستههای ما، بیش از اینکه متاثر از جشنوارهها باشد، تجربیات شخصی بوده و آموختهها از اساتیدمان.
این نگاه، جایگاه جشنواره را در تجربه حرفهای نسلهای مختلف مستندسازان متفاوت میکند؛ جشنواره برای نسلی که پیش از شکلگیری این رویدادها فعالیت خود را آغاز کرده، بیشتر فضایی برای نمایش، مواجهه با آثار دیگران و سنجش مسیر حرفهای است، در حالی که برای نسلهای جدیدتر میتواند بخشی از فرآیند ورود، رشد و دیده شدن استعداد آنها در سینمای مستند باشد.
جشنوارهها و تاثیر بر سینمای مستند
فارسی درباره تاثیر جشنوارهها بر کیفیت و کمیت تولیدات مستند نیز نگاه محتاطانهای دارد.
او بیان کرد: به طور کلی نمیتوان گفت جشنوارهها تاثیری بر کیفیت و حتی کمیت آثار مستند نداشتهاند، اما این تاثیر آنگونه که انتظار داشتیم، نبوده است. شاید یکی از مهمترین دلایل اینکه این تاثیر به شکل قابل قبولی محقق نشده است، به بودجههای محدود و ناکافی بازمیگردد که به طور کلی در نهادهای فرهنگی مختلف به حوزه مستند اختصاص داده میشود.
با این حال، او درباره امکان ادامه فعالیت مراکزی که در حوزه سینمای مستند فعالیت میکنند، گفت: با توجه به کمبود بودجه برای مستندسازی از سوی مراکز و نهادهای متعدد، در این شرایط، مدیر جایی مثل مرکز گسترش با این بودجه اندک نسبتبه فیلمهای داستانی، نمیتواند معجزه کند ولی با نگاهی منصفانه، با همین بودجه اندک، همینقدر که چراغ مرکز روشن است و سالی چند فیلم تولید میکند و جشنواره برگزار میکند، خود نوعی معجزه است.
داوری؛ فرصتی برای دیدن مسیر یک سال مستند
فارسی که تجربه داوری در دورههای متعدد جشنواره «سینماحقیقت» را نیز داشته، مهمترین فایده این تجربه را نه در انتخاب برگزیدگان، بلکه در تصویری میداند که داوری از وضعیت کلی سینمای مستند در یک مقطع زمانی به دست میدهد.
این تهیهکننده و کارگردان در دورههای مختلف «سینماحقیقت» از جمله سومین، هفتمین، دهمین، یازدهمین، پانزدهمین و شانزدهمین دوره، در ترکیب هیاتهای انتخاب یا داوری جشنواره حضور داشته است.

