شهیدان خطیب و نصیرزاده، در نهایت جان خود را برای ایران تقدیم کردند. این، بزرگترین و دشوارترین انتخابی است که یک انسان میتواند انجام دهد. هیچ مقام، مسئولیت یا افتخاری با آن قابل مقایسه نیست. از همین رو، ممکن است درباره بعضی تصمیمها و رویکردها همچنان بحث و نقد وجود داشته باشد، اما در برابر ایثاری که با نثار جان معنا یافته است، باید به احترام ایستاد.
آثار لگویی تولید شده توسط هنرمندان خلاق ایرانی به تنهایی توانستند از پس امپراطوری رسانهای غرب برآیند اما چه شد که ایران توانست با آدمکها و لگوهایی که ساخت آنها نه به سرمایه عظیمی و نه حتی ایدههای ناب و محتوای درخشان نیاز دارد پیروز شود.
یک پژوهشگر گفت: ضرورتهای لازم برای حفظ تمامی داراییهای اسلام و مسلمین ایجاب میکند تا یک بار و برای همیشه، پاسخها در حدی شدید باشند که دشمن صهیونی را از کرده خودش پشیمان سازد.
سفیر جمهوری اسلامی ایران در واتیکان، حضرت آیتالله خامنهای را فراتر از یک رهبر سیاسی، فقیهی متفکر و معمار نظریه تمدن نوین اسلامی دانست که با پیوند میان اجتهاد شیعی، تجربه تاریخی و نیازهای جهان معاصر، منظومهای منسجم برای آینده جهان اسلام ترسیم کرد.
مدیرکل آسیای جنوبی وزارت امور خارجه در یادداشتی با تبیین ابعاد ژئوپلیتیکی اندیشه سیاست خارجی رهبر شهید، تأکید کرد که «اولویت همسایگان و همگرایی منطقهای» در منظومه فکری ایشان، یک تاکتیک مقطعی نبود، بلکه دکترینی راهبردی برای تبدیل ایران به محور اتصال منطقهای و تقویت جایگاه کشور در نظم چندقطبی در حال شکلگیری به شمار میرود.
وزیر راه و شهرسازی در یادداشتی عنوانکرد: به عنوان یکی از اعضای کابینه که حضورم در رأس زیربناییترین وزارتخانه دولت را مرهون اعتماد خاصه رهبر شهید به «یک زن» و تأکید مکررشان به «تخصص» و «تعهد» فارغ از جنسیت افراد میدانم؛ سه حسرت به دلم ماند که ای کاش در حیات ایشان رقم میخورد.
در روزهایی که ایران اسلامی و سایر آزادگان جهان در فراق رهبر شهید انقلاب اسلامی به سوگ نشستهاند، نوشتن از ایشان برای من تنها ادای یک وظیفه نیست؛ روایت دلتنگی شاگردی است که خود را وامدار اندیشه، دوراندیشی و رهنمودهای استادی ژرفاندیش میداند که با فراستی ویژه، افق آینده را روشنتر از دیگران میدید.
شهر مجموعهای از اجزای مکانیکی و توپوگرافیهای خنثی تلقی میشد که هدف نهایی آنها، بهینهسازی جریانهای ترافیکی، کارایی اقتصادی و مدیریت فنی بود. اما این نگاه ابزاری، از پیچیدگیهای ذاتی زندگی شهری غافل ماند و در نتیجه، پدیدههایی نظیر «ناآشنایی شهری»، «گسست اجتماعی» و «بحران هویت» را در بافتهای متراکم به وجود آورد.
بعضی از روزها در امتداد زمان، فراتر از تقویمهای رسمی ایستادهاند؛ روزهایی سرنوشتساز که باید آنها را با کِلک جان بر جریده حافظه یک ملّت نگاشت.
پیام های مردمی