شهیدان خطیب و نصیرزاده، در نهایت جان خود را برای ایران تقدیم کردند. این، بزرگترین و دشوارترین انتخابی است که یک انسان میتواند انجام دهد. هیچ مقام، مسئولیت یا افتخاری با آن قابل مقایسه نیست. از همین رو، ممکن است درباره بعضی تصمیمها و رویکردها همچنان بحث و نقد وجود داشته باشد، اما در برابر ایثاری که با نثار جان معنا یافته است، باید به احترام ایستاد.
در روزهای ۲۹ و ۳۰ بهمن ماه ۱۴۰۴ (۱۸ و ۱۹ فوریه)، دهلی نو میزبان نشستی مهم درباره آینده هوش مصنوعی بود. این نشست در زمانی برگزار شد که رقابت اصلی در این حوزه میان آمریکا و چین جریان دارد و بسیاری از تحلیلگران از شکلگیری نوعی نظم دوقطبی در فناوری سخن میگویند. در چنین فضایی، هند تلاش میکند نشان دهد که میتواند بازیگری مستقل و اثرگذار ـ نه پیرو و منفعل ـ در این عرصه باشد.
چشمانداز اقتصادی سال میلادی ۲۰۲۶، حاکی از تداوم رشد نسبتاً باثبات اقتصاد جهان با رقمی در حدود ۲.۷ درصد است؛ هرچند ریسکهای ژئوپولیتیک و بیثباتی سیاستی، بهویژه در ایالات متحده، همچنان تهدیدی برای رشد محسوب میشوند. ایالات متحده، عملکردی قویتر از منطقه یورو خواهد داشت، چین با کاهش شتاب رشد مواجه خواهد شد و اقتصادهای نوظهور در آسیا، سریعترین رشد را ثبت خواهند نمود.
ایران امروز زیر سنگینترین و پیچیدهترین شبکه تحریمهای تاریخ معاصر خود قرار دارد. این تحریمها فقط فروش نفت را هدف نگرفتهاند، بلکه شریانهای بانکی، بیمهای، حملونقل، ثبت شرکتها و حتی تعاملات روزمره تجاری را نشانه رفتهاند. در چنین وضعیتی، طبیعی است که اقتصاد و معیشت مردم هر روز بیشتر تحت فشار قرار گیرد. اما آیا همه این فشارها مستقیما محصول تحریم خارجی است یا بخشی از آن به ساختارهای داخلی و مقرراتی بازمیگردد که با شرایط تحریمی تطبیق نیافتهاند؟
چند عامل باعث شده که این دور از مذاکرات ایران و آمریکا متفاوت از مذاکرات دوره قبل باشد. از دیدگاه مواضع رسمی جمهوری اسلامی ایران، این تفاوتها نه تنها ریشه در اقدامات خصمانه آمریکا دارد، بلکه نشاندهنده تلاش واشنگتن برای تحمیل تسلیم استراتژیک بر تهران است که با منطق جمهوری اسلامی ایران و سیاستهای دفاعی آن در تضاد کامل قرار دارد. بررسی سه عامل پیش رو نشان میدهد که برداشت دو طرف از روندهای دیپلماتیک فعلی و آینده گفتوگوها چگونه است.
در دهههای اخیر، پیوند میان سرمایه و سیاست قدرت به مرحلهای تازه وارد شده است؛ مرحلهای که در آن دولتها نهتنها تنظیمگر بازارها، بلکه بازیگران مستقل در تخصیص سرمایه، هدایت فناوری و شکلدهی به موازنههای ژئوپلتیکی هستند. ظهور آنچه میتوان «سرمایه ابزاری» نامید؛ یعنی استفاده از سرمایه دولتی برای تحقق همزمان بازده اقتصادی و نفوذ سیاسی نشان میدهد که رقابت میان کشورها بیش از هر زمان دیگر، از میدان نظامی به میدان مالی، فناورانه و ژئواکونومیک منتقلشده است.
سرعت و عمق و گستره این فناوری در تاثیرگذاری بسیار زیاد است، در حالی که نسلهای قبلی حتی قادر به تعامل متعارف با این فناوری جدید نیستند، در نتیجه گویی طرفین در دو دنیای موازی و بیارتباط با یکدیگر زندگی میکنند و این آغاز بزرگترین بحران اجتماعی ایران است که اگر به رسمیت شناخته نشود بیتردید ظرفیت تبدیل شدن به بحران سیاسی و امنیتی را هم دارد.
چرا برخی سیاستهای عمومی، حتی زمانی که با نیت بهبود شرایط طراحی میشوند، در اجرا با سوءتفاهم، مقاومت یا هزینههای پیشبینینشده مواجه میشوند؟ مسئله همیشه به محتوای سیاستها برنمیگردد؛ گاهی به کیفیت ارتباط میان ساختار تصمیمگیری و جامعه مربوط است.
راهحل انگلیس ساده اما خطرناک بود: تریاک هندی را به چین قاچاق و به تدریج مردم را معتاد کردند تا تقاضا ایجاد شود. وقتی چین وارد عمل شد و تجارت تریاک را ممنوع اعلام کرد، انگلیس و متحدانش -ازجمله فرانسه و امریکا- با ناوهای جنگی و تهدید نظامی، چین را وادار به پذیرش شرایط خود کردند. چین مجبور شد قوانین داخلی را به نفع خارجیها بازنویسی کند، بندرها و تجارت خود را دراختیار قدرتهای خارجی بگذارد و امتیازهای سنگین بدهد و این دقیقا نکتهای است که گرفتن خاک هم نمیتواند با آن رقابت کند: زور وقتی قانون را بازنویسی میکند، خطرناکتر از تصرف سرزمین است. این منطق سلطه، از آن زمان تاکنون تغییر نکرده است؛ فقط ابزارها تغییر کردهاند.
پیام های مردمی