شهیدان خطیب و نصیرزاده، در نهایت جان خود را برای ایران تقدیم کردند. این، بزرگترین و دشوارترین انتخابی است که یک انسان میتواند انجام دهد. هیچ مقام، مسئولیت یا افتخاری با آن قابل مقایسه نیست. از همین رو، ممکن است درباره بعضی تصمیمها و رویکردها همچنان بحث و نقد وجود داشته باشد، اما در برابر ایثاری که با نثار جان معنا یافته است، باید به احترام ایستاد.
مهاجرتِ مهندسان یا پژوهشگران علوم پایه ــ مانند فیزیک و شیمی ــ را باید از «هجرت هنرمندان» تفکیک کرد.
ثبتجهانی میراثفرهنگی، در معنای عمیق و تمدنی خود، مداخلهای آگاهانه در فرآیند بازنمایی، بازتعریف و بازتولید هویت فرهنگی ملتهاست. آنگاه که یک هنر یا آیین در فهرست جهانی ثبت میشود، اقدامی ارزشمند اما ناتمام تلقی میگردد. پرسش اصلی این است: «پس از ثبت، چه افقی گشوده میشود؟»
نروژ و ایران هر دو کشورهایی نفتخیز هستند، اما سرنوشت درآمد نفتیشان به دو داستان کاملاً متفاوت انجامیده است. کشور نروژ نفت را به فرصتی برای انباشت ثروت بیننسلی تبدیل کرد، در حالی که ایران عمدتاً نفت را برای پوشش هزینههای جاری، جبران کسری بودجه و عبور از بحرانهای کوتاهمدت به کار گرفت. این تفاوتِ نگاه، امروز خود را در فاصله عظیم دو صندوق ثروت ملی نشان میدهد.
پژوهشگران و اندیشمندان حاضر در معاونت راهبردی ریاست جمهوری گردهم آمدهاند تا در تحقق یکی از آرمانهای بشری و انقلاب اسلامی، با رویکرد ویژهای که رئیسجمهوری به آن دارند، گامی به جلو برداریم. سخنرانان قبلی بر این نکته تأکید داشتند که دکتر پزشکیان بر موضوع عدالت آموزشی تأکید ویژهای داشتهاند. من میخواهم در این زمینه تفاوت رویکرد دولت چهاردهم و شخص رئیسجمهوری به عدالت آموزشی را توضیح دهم.
اشکال ندارد اگر دولت همه راستها را به مردم بگوید و علتالعلل مشکلات فعلی را برای مردم تشریح کند. باور کنیم مردم غریبه نیستند و اگر امروز هم کماطلاع باشند، سرانجام درک خواهند کرد، هرچند نگذاریم از رسانههای جدید استفاده مطلوب کنند.
اقتصاد جهانی بر شانه شبکهای از شرکتها، اتحادیهها، تشکلهای حرفهای، اتاقهای بازرگانی و نهادهای تخصصی میچرخد. وقتی سیاست قفل میشود، این شبکهها هستند که مسیرهای باریک اما حیاتی را باز نگه میدارند. در شرایط تحریم و تنگنای اقتصادی، بخش خصوصی شاید آخرین پنجره نیمهبازی باشد که هنوز میشود از آن هوا گرفت.
بنزین در ایران صرفاً یک سوخت نیست؛ بلکه معیاری برای سنجش نسبتِ میان «تصمیمگیری حاکمیتی» و «پذیرش اجتماعی»، میان «اقتدار اجرایی» و «رضایت عمومی»، و میان «عقلانیت اقتصادی» و «اعتماد شهروندان» است. هر تغییر در قیمت آن، در حقیقت، محکی است برای سنجش اینکه حکمرانان تا چه اندازه جامعه را شریک تصمیم میدانند، چگونه هزینههای اصلاحات را توزیع میکنند و چه طور میان ضرورتهای بودجهای و معیشت مردم پل میزنند.
آغاز آشنایی من با زنده یاد دکتر اشرف بروجردی، بانوی برجسته و استوار، به سفری دشوار و پرماجرا در سال ۱۳۶۴ (۱۹۸۵) بازمیگردد؛ زمان حضور هیأتی از ایران در کنفرانس جهانی زن در «نایروبی» که ایشان به عنوان یکی از اعضای کلیدی هیأت، از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت، آقای خاتمی انتخاب شده بود. این سفر در سالهای اوج دفاع ملت ایران در مقابل جنگ تحمیلی صدام انجام شد و این هیأت میبایست صدای مستدل مظلومیت ایران در جنگ تحمیلی میبود.
پیام های مردمی