یکی از نکتههای بسیار اساسی در مکتب فکری آیتالله میرزا محمدحسین نایینی که در کتاب «تنبیهُ الاُمَّة و تَنْزیهُ المِلَّة» به آن پرداخته، مبانی قرآنی و انسانشناسانه برای نهضت مشروطیت است. نایینی، نادیده گرفتن حقوق شهروندان، محرومسازی آنان از آزادیهای مشروع و در حقیقت، به اسارت بردن مردم را ویژگی حکومتهای طاغوتی میداند که از نظر قرآن پذیرفتنی نیست و انسان نمیتواند و نباید تسلیم آن شود؛ زیرا هم با توحید در تضاد است و هم با کرامت انسان.
در چهلوپنجمین سالگرد شروع جنگ و ۳۷ سال پس از تلاش هاشمی برای ختم آن، برخی انتظار دارند مسعود پزشکیان با بهره از اعتماد رهبری به خود، همین نقش را برای ختم مناقشه هستهای برعهده گیرد. توصیهای که به مذاق تندروها خوش ننشسته و آن را به خوشرقصی برای ترامپ تعبیر کردند و چه میتوان گفت جز حاشا و کلا.
در یک هفته باقیمانده تا بازگشت تحریمها، تمرکز توجهها بر نقش احتمالی مسعود پزشکیان در نیویورک و امکان ایجاد کانال برای مذاکره جدید قرار گرفته است.
مسئله سلامت دانشآموزان در مدارس، فقط به مباحث آموزشی و روانی محدود نمیشود؛ تغذیهای که در طول روز مصرف میکنند، نقش مستقیم و غیرقابل انکاری در رشد جسمی، یادگیری و ایمنی بدن آنها دارد. اما متأسفانه، آنچه این روزها در بسیاری از بوفههای مدارس کشور عرضه میشود، نهتنها با اصول بهداشتی همخوانی ندارد، بلکه در مواردی به تهدیدی جدی برای سلامت کودکان تبدیل شده است.
شاید برایتان پیش آمده باشد؛ نسبت به کسی که با او سابقه دوستی طولانی یا حتی خویشاوندی داشتهاید؛ درگذار سالها و تطور زمانه و تحول احوال، احساس میکنید و درمییابید که آنچنان تغییر کردهاید که با یکدیگر تفاهم یا افق مشترک ندارید، نه افق مشترک اعتقادی و نه سیاسی و نه اجتماعی. چه باید کرد؟
سفر این هفته رئیسجمهوری ایران به نیویورک و حضور در نشست سالانه سازمان ملل، فرصتی استثنایی برای آزمودن یک ابتکار تازه دیپلماتیک است؛ ابتکاری که تهران پیشتر به اروپا ارائه داده است. تحولات اخیر پیرامون توافق هستهای، از جمله احتمال فعال شدن مکانیزم ماشه و بازگشت تحریمهای شورای امنیت، منطقه را به نقطهای تعیینکننده رسانده است.
سفر رئیسجمهوری مسعود پزشکیان به نیویورک در شرایطی انجام میشود که تنها پنج روز تا پایان روند موسوم به «فرصت ۳۰ روزه» باقی مانده و پرونده هستهای ایران در حساسترین نقطه خود قرار گرفت. اگرچه احتمال نهاییشدن بازگشت تحریمهای شورای امنیت بسیار بالاست، اما هنوز روزنهای کوچک برای تغییر مسیر وجود دارد؛ روزنهای که بیش از همه بر دوش تیم دیپلماتیک و بویژه عباس عراقچی قرار دارد.
ما در حال حاضر با دو سناریوی دیپلماتیک مواجه هستیم: یکی سناریوی پیشا «اسنپبک» و دیگری سناریوی پسا «اسنپبک»؛ هر دو سناریو باید مورد توجه قرار گیرد و دستگاه دیپلماسی ایران آمادگی کامل برای مواجهه با آنها و بهرهگیری از فرصتهای احتمالی را داشته باشد.
ایران در شرایط خاص امنیتی و راهبردی قرار دارد. فشارهای سیاسی، دیپلماسی فریب، محدودیتهای اقتصادی و جنگ را میتوان در زمره تهدیدات اصلی بازیگران نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی در ۵ ماه گذشته دانست.
پیام های مردمی