طب سنتی بومی شده یزدیها اعتقاد راسخی دارد بر اینکه چای و نبات، درمان بیچون و چرای هر درد و مرض بیدرمانی است و متعصبان این طب سنتی شاید حتی نسخه درمانی خود را برای مبتلایان به مرض قند (دیابت) هم لازم بدانند و ایکاش این تجویز سنتی برای محتاجان و معتادان اینترنت هم موثر واقع میشد تا آنها را کمی ساکت و آرام گرداند؛ محتاجانی که در نبود این افیون نوپدید، همچون عادتکنندگان به مواد مخدر به خماری و بلاتکلیفی دچار میشوند.
بنزین در ایران صرفاً یک سوخت نیست؛ بلکه معیاری برای سنجش نسبتِ میان «تصمیمگیری حاکمیتی» و «پذیرش اجتماعی»، میان «اقتدار اجرایی» و «رضایت عمومی»، و میان «عقلانیت اقتصادی» و «اعتماد شهروندان» است. هر تغییر در قیمت آن، در حقیقت، محکی است برای سنجش اینکه حکمرانان تا چه اندازه جامعه را شریک تصمیم میدانند، چگونه هزینههای اصلاحات را توزیع میکنند و چه طور میان ضرورتهای بودجهای و معیشت مردم پل میزنند.
آغاز آشنایی من با زنده یاد دکتر اشرف بروجردی، بانوی برجسته و استوار، به سفری دشوار و پرماجرا در سال ۱۳۶۴ (۱۹۸۵) بازمیگردد؛ زمان حضور هیأتی از ایران در کنفرانس جهانی زن در «نایروبی» که ایشان به عنوان یکی از اعضای کلیدی هیأت، از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت، آقای خاتمی انتخاب شده بود. این سفر در سالهای اوج دفاع ملت ایران در مقابل جنگ تحمیلی صدام انجام شد و این هیأت میبایست صدای مستدل مظلومیت ایران در جنگ تحمیلی میبود.
یکی از مهمترین محورها بلکه بنیاد جنگ روانی، القای این مضمون به کشورها و ملتهاست که «نمیتوانید!» در نقطه مقابل، تأکید و تثبیت این ایده یا این باور از سوی آنان است که «هرکاری از ما ساخته است، ما میتوانیم.» به این معنی که در برابر نیروی نظامی و اقتصادی و توان تبلیغاتی و سیاسی و علمی و فنی ابرقدرت آمریکا، هیچ کشوری نمیتواند بایستد و مقاومت کند. پس بایست در برابر آمریکا و در برابر ترامپ زانو زد!
روابط ایران و جمهوری آذربایجان در طول دهههای گذشته مجموعهای از پیوندهای چندلایه بوده که ریشه آن تنها در جغرافیا خلاصه نمیشود. میراث فرهنگی، حافظه تاریخی و پیوندهای اجتماعی دو ملت، بستری فراهم کرده که تعاملات سیاسی و همکاریهای اقتصادی بر آن استوار شوند.
فیلم کوتاهی دیدم که جوانی یک بسته پلاستیک شامل چند کالای لبنیات و غیره و یک شانه تخممرغ دستش بود و جلوی دوربین با اعتراض به قیمت تکتک این کالاها آنها را روی زمین زد و از میان برد. طبعاً این کار با برنامه قبلی و با حضور دوربین بود، ولی ایرادی نیست، حتی اگر فیلم بازی میکرد، بازتابی از نگاه و عصبانیت عمومی بود.
هنرمند شدن علاوه بر اینکه جوهره ذاتی میطلبد و امری فطری است، نیازمند پرورش و آموزش است و با توجه به اینکه امروزه ابزارهای هنری وسیلهای کارا و رسانهای آگاهیبخش در عرصههای اجتماعی ملی و بینالمللی به حساب میآید، باید برای گسترش این ثروت و سرمایه اجتماعی و ملی اهتمامی بسیار کرد و واسپاری آن به دست تقدیر و گذشت زمان کاری عبث و بیفرجام است که نتیجهای جز اضمحلال و فروپاشی هنری و سیر قهقرایی هنر و هویت فرهنگی در پی نخواهد داشت.
نشست سهساعته چهارشنبه گذشته رئیسجمهوری با جمعی از دبیرانکل احزاب، شخصیتهای برجسته و نخبگان سیاسی، بیش از آنکه یک جلسه تشریفاتی یا صرفاً گفتوگومحور باشد، نمودی عینی از رویکرد دولت چهاردهم به حکمرانی در شرایط پیچیده امروز ایران بود؛ یعنی در شرایطی که انباشت ناترازیهای ساختاری، فشارهای خارجی، مطالبات اجتماعی و محدودیتهای منابع، تصمیمگیری را دشوار و پرهزینه کرده است.
آنچه امروز در فضای عمومی و رسانهای کشور درباره بازار ارز و سیاستهای بانک مرکزی جریان دارد، بیش از آنکه بازتاب یک تحلیل اقتصادی دقیق باشد، حاصل درهمتنیدگی نااطمینانیهای سیاسی، بزرگنمایی رسانهای و انتظارات تورمیِ رهاشده است.
پیام های مردمی